“کرونا” نمونه‌ای از پیامد بی اعتنایی به منافع حیاتی و اولیه بشر است

چهار شنبه (۰۶/۰۱/۹۹) گفت و گوی ویژه با استاد نادر نورزایی /

عوامل حاد شدن موضوع بیماری ناشی از کرونا چیست و این ویروس در نهایت جهان را دستخوش چه حوادث و وقایع خواهد کرد؟ آیا وضعیت عمومی جهان به آن سرحد رسیده است که بشر بیشتر از آن تأمل نکند و دست روی دست نگذارد و باید اقدام به یک اندیشه و عمل “کن فیکونی” بزند؟ این پرسشها و دغدغه‌ها را پیش استاد نادر نورزایی متفکر برجسته در حوزه پژوهشهای بنیادی کشور برده‎ایم و از ایشان جویای پاسخ شده‎ایم. استاد نورزایی بدین باورند که: تولید برای سود بیشتر بدون توجه به ارزشهای عقلانی و معنوی، نمی تواند هدف انسانی باشد. ویروس‌های کشنده اپیدمی تصادفی نیستند. صرف نظر از بحث کرونا، جهانِ بهتر نیاز به تقلای جمعی انسان‌ها دارد و…

استاد نادر نورزایی
در ادامه متن گفت وگو با ایشان را در ذیل می‌خوانیم:

شور زندگی در زنده‌ترین کشورها و شهرهای جهان از نفس افتاده و جاده‌ها در سکوت عجیب و ترسناک متروک مانده‌اند. کرونا هنوز در حال شیوع، تهدید و انتشار است، از جمله در آلمان که شما در آنجا زندگی می‌کنید، آیا می‌توان تبعات فاجعه‌بار و دلایل بروز این فاجعۀ جهانی را صرف به گونه مجرد و جدا از عوامل دیگر مانند نظام‌های ناقابل سرمایه‌داری، سیستم‌های اقتصادی نابرابر، استعمار و استثمار مدرن به بررسی گرفت؟

نادر نورزایی: گرچه در نگاه اولی ممکن است که شیوع ویروس کرونا از بازاری در شهر ووهان چین آغاز شده باشد و علتی برای این نوع ویژۀ ویروس را در آنجا یافت؛ ولی این شرح این واقعیت نیست که در سطح جهانی شیوع امراض ویروسی رو به افزایش بوده است. ویروس‌هایی که کشنده‌تر اند و سریع‌تر سرایت می‌کنند.

برای فهم این مسئله باید کمی روی زمینه‌سازی نظام سرمایه‌داری برای شکوفایی این گونه ویروس‌ها مکث کنیم. می‌توانیم از چین آغاز کنیم: در این 50 سال اخیر، تولید صنعتی مواد غذایی یک جهش بی‌سابقه در این کشور داشته است. مثلاً در سال 1997 که ویروس جدیدی انفلونزا ی مرغی (H5N1) ظهور کرد، در شهر گوانگ دانگ در جنوب چین 700 میلیون مرغ پرورش یافته بود. این مرغ‌ها در یک جریان صنعتی ادغام عمودی (وقتی شرکتی مالک زنجیرۀ تامین باشد) پروسس می‌شد. این جریان همگام بود با رشد سریع نفوس متغیر این منطقه. رشد متراکم تولید صنعتی مواد غذایی زمینه بهینه برای جهش‌های جنتیکی ویروس‌ها را آماده می‌کند که به میزبان‌های طیور انتقال می‌کند. نزدیکی و تراکم جمعیت دروازۀ انتقال ویروس‌ها را به انسان‌ها باز می‌کند.

یک مثال جالب ویروس ایبولا است که در سال 2013 در افریقای غربی ظهور کرد که می‌تواند تا 90% مصاب شونده ها را بکشد. ناقل این ویروس یک نوع خفاش است. در یک رقابت وحشیانه بین شرکت‌های امریکایی، اروپایی و چینی برا تصاحب زمین در منطقه‌ای ساوانای گینه در غرب افریقا که منطقه‌ای بزرگ‌تر از افغانستان است و شامل چندین کشور می‌شود و از غرب تا وسط افریقای غربی امتداد دارد نخل روغنی کشت شده است. این باعث شد تا خفاش‌ها برای تامین غذا و “سرپناه” به این نخل‌ها هجوم بیاورند که بهترین شرایط برای انتقال ویروس (zoonosis) از خفاش به انسان شد.

امروز نزدیک به 75% تولیدات طیور بدست چند شرکت است. تا سال 2006 پرورش دهنده‌های اولیه طیور 4 شرکت بودند. گروپ “اریک ویسیوهان” 70% تولید تخم مرغ سفید را در جهان به دست دارد. “هندریسک جنتیکس” شرکتی است که 80% تولید تخم مرغ قهوه‌ای را در اختیار دارد. این شرکت صاحب 50% شرکت “نوتریکو” می‌باشد که مرغ گوشتی، خوک و بوقلمون (فیل مرغ) را پرورش می‌دهد. بزرگترین شرکت پروسس کننده و فروشنده‌ای گوشت مرغ در جهان “تایسن فود” است که سالانه 2 اعشاریه 2 میلیارد مرغ را می‌کشد. این شرکت امروز در ضدیت به اتحادیه‌های کارگری، استثمار قراردادی‌ها، مصدوم شدن وسیع کارگران، آلوده‌کردن محیط زیست و فساد گسترده شهرت دارد. شرکت‌هایی مانند تایسن فود دهقانان را مجبور می‌کنند که یا از آن‌ها تابعیت نمایند و یا از بین بروند!

حیوانات در فارم‌های بزرگ در شرایط وحشتناک نگهداری می‌شوند. مرغ‌های گوشتی در آغل‌ها در گروه‌های ده‌ها هزار مرغ جا داده می‌شوند. این مرغ‌ها طوری نسل‌گیری شده‌اند که هرچه زودتر رشد کنند و زیاد چاق شوند. یعنی سود بیشتر در وقت کمتر! آنها امکان حرکت را ندارند، پر‌های شان را از دست می‌هند و سینه‌های شان اکثراً برهنه است. نور کم به آن‌ها می‌تابد، غذای‌شان با افزودنی‌ها و انتی بیوتیک‌ها همراه است. عمر این مرغ ها 6 تا 8 هفته است و بعد به کشتار گاه می‌روند. آغل‌های‌شان بعد از اینکه مرغ‌ها انتقال داده شده‌اند پاک می‌شود و سرگین آنها اکثراً با یک لایه ای نازک از کاه و یا شبیه آن پوشیده می‌شود. این شرایط بهینه برای رشد ویروس‌های نوین است، به ویژه نوع آنفلوآنزای آن. نکته ای مهم در تطور ویروسی موجودیت میزبان‌هاست. حیوانات بهترین میزبان‌های بیماری‍‌زا‌های بدخیم‍‌اند.

تولید طوری اداره می‌شود که تنوع پلان نشده را از بین بردارد. جوجه پرنده‌هایی که تخم نمی‌گذارند را به حیث غذا، بعد از گذشتاندن از ماشین چرخ، به مرغ‌های دیگر می‌خورانند. تولید طیور مبنی بر مونوکولتور است. این مرغ‌های مونوکولتوری مقاومت کمتری به مقابل ویروس‌ها دارند به خاطر اینکه مخزن محدودی از جین‌ها را دارند که امکان تنوع واکنش‌های ایمنی را به مقابل جهش‌های جنتیگی در ویروس‌ها کاهش می‌دهد و احتمال انتقال ویروس به انسان را افزایش می‌دهد.

ویروس‌های کشنده اپیدمی تصادفی نیست

شیوۀ تولید سرمایه‌داری که در 50 سال گذشته با رشد نئولیبرالیزم جهان‌گیر شده به صورت فعال هرچه بیشتر ویروس‌های کشنده تولید می‌کند. این نوع اپیدیمی تصادفی نیست، بلکه مربوط به نوع تولید غذایی است که مردم جهان هر روز نوش جان می‌کنند.

ضیا صدر: به نظر شما در سکوت کنونی جاده‌های کشورهای دارای نظام سود و سرمایه می‌توان صدای نوید حقانیت و الزامیت نظام اقتصادی اجتماعی یا به شکل کلاسیک آن سوسیالیزم و دفاع از عدالت را شنید یا خیر؟

استاد نورزایی: با توجه به وضعیت محیط زیست، تغییرات اقلیمی، نابرابری غیرقابل قبول، استثمار شدید انسان‌ها در کار گاه‌ها و ادارات در سطح جهان، رقابت‌های نظامی و اقتصادی مخاطره‌انگیز ، استفاده از یافته‌های روانشناسی برای تحمیق و انفعالی ساختن انسان‌ها، استفاده از دست‌آورد‌های انقلاب دیجیتالی برای کنترل و شفاف‌سازی مردم و تقویت مصرف‌گرایی مبتذل و افزایش آسیب‌های روانی، متوجه می‌شویم که تولید برای سود هر چه بیشتر و بدون در نظرداشت بهزیستی عقلانی و معنوی نمی‌تواند هدفی انسانی در جوامع باشد که زندگی مسالمت آمیز و هم‌گرا را ممکن سازد و زمینه‌ساز شکوفایی خلاقیت انسان‌ها برای زندگی در صلح و صفا باشد.

کارل‌مارکس یکی از ژرف نگرترین متفکرین جهان غرب است. آثار مارکس به دست استالین سانسور شد و هر آنچه به درد دیکتاتوری تک حزبی و استثمار کارگران روسیه نمی‌خورد از قلم افتاد. امروز آثار کامل این فرزانه و دوست اش فردریش انگلز در صد جلد در حال بیرون شدن است. آنچه استالین و مائو و دیگران از سوسیالزم ساختند و پرداختند، جز استفاده از مفاهیم میان‌تهی چیز دیگری نبوده است. نظام استالینی در شوروی و مائو در چین و در نهایت شکست شان به مقابل شیوۀ تولید سرمایه‌داری، مردم زیادی را به این باور رساند که مارکس مرده است. امروز تضاد‌های نظام سرمایه هرچه بیشتر نمایان می‌شود و استادان اقتصاد و جامعه در دانشگاه‌های غربی دوباره شروع به خواندن مارکس نموده اند.

صرف نظر از بحث کرونا، جهانِ بهتر نیاز به تقلای جمعی انسان‌ها دارد

هر آنچه ما امروز مشاهده می‌کنیم را مارکس پیشگویی کرده بود. از تغییرات اقلیمی تا مسائل محیط زیست و حتی دفاع از حیواناتی که به شکل فجیع در آغل‌های‌شان نگهداری می‌شوند و باعث بروز امراض اند. در این شرایط به گفته فرزانه‌ای دیگری یعنی روزا لوکسامبورگ، سوسیالیزم یا بربریت: این دو گزینه در مقابل بشر قرار دارد. ولی جهانی انسانی‌تر یک امری خودکار نیست که یک جبر تاریخی باشد. جهانی بهتر نیاز به تقلای جمعی انسان ها دارد. مارکس از جبر تاریخی حرکت نمی کرد، گرچه استالینیزم از آن یک فلسفه ای جبری ساخت و غایت رشد جامعه را سوسیالیزم تعریف نمود. دقیقاً فرق نگاه مارکس به تاریخ و هگل در همین است. برای هگل تاریخ غایت دارد ولی برای مارکس غایتی برای تاریخ وجود ندارد. این انسان‌ها اند که با کنش شان غایت را معین می‌کنند.

از نگاه تئوریک، نظریه‌پردازان اقتصادی نمی‌توانند از اقتصاد نیولیبرالیستی دفاع کنند. نیولیبرالیزم فقط یک ایدئولوژی بیش نیست. در نقد نظام غیر انسانی و استثمارگر سرمایه‌داری که حاکم به تمام جهان است، امروز متفکرین مارکسیست کارهای شایانِ نظری را انجام داده اند. از جمله دوید هاروی که به علاوه کتاب‌هایی در نقد سرمایه‌داری، سلسله ای از ویدئو هایی در یوتوب دارد که در آن کتاب سرمایه ای مارکس را شرح می‌دهد. یکی از نقد‌های نظام سرمایه که در سطح بسیار انتزاعی و نظری نوشته شده است کتابی است به نام “سرمایه‌داری: رقابت، تنازع، بحران” که در سال 2016 از نشریات دانشگاه آکسفورد بیرون شد. نویسندۀ این کتاب انور شیخ، اقتصاد دان مارکیسست پاکستانی تبار است که در دانشگاه نیویورک استاد است. این کتاب را می‌توانیم در سطح کاپیتال (سرمایه) مارکس قرار دهیم. انور شیخ کار مارکس را ادامه داده است و نظام سرمایه را در قرن بیست و یکم نقدی جامع نموده است. ولی خواندن اش کوه و کتل دارد. یکی اینکه نزدیک به هزار صفحه است و دیگر اینکه از ریاضیات عالی در آن استفاده‌ای گستره شده است.

به هر صورت، تکانش‌های شدید تاریخی چه از نوع اقتصادی و چه از نوع مصیبت‌های طبیعی باشد، بی تاثیر در نگاه انسان‌ها نمی‌باشد. شرایط برای این‌که انسان‌ها در مورد نوع زندگی‌شان به تامل بپردازند امروز ایجاد شده است. اینکه انسان‌ها از آن چه استفاده‌ای را می‌برند را نمی‌توان پیشگویی کرد.

ضیا صدر: بسیاری به این باورند که جهان در بحبوحه تغییر نظم کنونی قرار دارد؛ اگر مبنای سوال را همین قرار دهیم، آیا درس‌ها و عبرت‌های جهانی کرونا می‌تواند جهان را متوجه خلاها و نظم ناکارامد موجود ساخته و روند جابه‌جایی نظم جدید را سرعت بخشد؟

نورزایی: ویروس کرونا نشان داد که بی اعتنایی به منافع اولیه و حیاتی بشر چه عواقبی را در پی دارد. سال‌هاست که در کشور‌های سرمایه‌داری اروپا و امریکا به مردم گفته‌اند کمر بندهای تان تنگ ببندید، برای اینکه چرخه ای تولید سود سرمایه بچرخد، از تقاضاهای زیاد بالا بردن مزد و معاش پرهیز کنید، دولتها باید اقتصادی عمل کنند و هرچه بیشتر خدمات اجتماعی را پائین بیاورند تا سود برای سرمایه و شرکت‌ها بالا رود. امروز می‌بینیم که هیچ یک از کشورهای اروپایی به قدر کافی برای صحت و سلامت انسان‌ها سرمایه‌گذاری کافی نکرده اند. شفاخانه‌ها بستر کافی ندارند، دستگاه‌های تنفسی کافی وجود ندارد، در استخدام کارمندان صرفه جویی شده است و غیره. ولی همین دولت‌ها برای جنگ همیشه پول کافی داشته اند. امروز در ایتالیا داکتر ها به اثر کمبو د وسایل تنفسی و تخنیکی حیران اند کدام مریض را نجات دهند! دولت‌ها در اول از خود رضایتی نشان دادند برای اینکه چرخه ای تولید به قیمت جان انسان‌ها ادامه یابد. تا اینکه متوجه شدند که کل نظام سود ممکن است در خطر قرار گیرد و این باعث شد که با تدابیری از بالا به پائین محدودیت‌هاییی را وضع کنند و بسته‌های مالی برای کمک به شرکت‌های کوچک و میانه آماده سازند.

امریکا مظهر نظام ضد بشری در جهان است

دانلد ترمپ، این مظهر دروغگویی و فساد، کرونا را اول توطئه‌ای دموکرات‌ها خواند. رئیس شورای ملی اقتصاد آقای لری کدلو به مردم گفت “به کار تان ادامه دهید که جلو ویروس نسبتاً گرفته شده است.” ترمپ لاف می‌زد که امریکا مشکلی ندارد، تا اینکه چند روزی بعد مجبور شد بسته ای کمکی به مردم و شرکت‌ها ارائه کند که امروز بین دموکرات ها و جمهوری خواهان کشمکش در جریان است که این کمک ها چگونه باشد. امریکا که در آن 27 میلیون انسان بیمه صحی ندارند، نظام صحی مبنی بر سود آوری است و برای صحت مردم سرمایه گذاری نشده است ولی یک تریلیون دالر برای جنگ عراق و افغانستان مصرف شده است مظهر نظام ضد بشری در جهان است. امریکایی ها را خطر بزرگی تهدید می‌کند.

در بریتانیا که دهه ها در ریاضت اقتصادی با رابطه به صحت عامه قرار داشته است، بوریس جانسن این دوقلوی ترمپ در هفته‌های اول ازخود رضایتی به نمایش گذاشت. وقتی مجبور شد در 11 مارچ بودجه ای دولت را 76 میلیارد پوند بالا برد، بخشی از این پول برای کمک به اقتصاد بود. در این مورد نیویورک تایمز تحت عنوانی نوشت: بریتانیا اقتصاد خویش را از ویروس حفظ می کند، نه مردم اش را.”

ضیا صدر: نظم و نظام سرمایه داری چقدر می‌تواند با استفاده از فاجعه کرونا به نفع کارگران و طبقات فرودست جامعه انعطاف نشان دهد و به حال این طبقات مهربان باشد؟

نادر نورزایی: در طول تاریخ اش، نظام سرمایه‌داری از خود انعطاف پذیری نشان داده است. زمانی آدام سمیت می‌گفت “دست نامرئی” بازار همه‌ای مسائل اقتصادی را حل می‌کند. “بازار” از آدم‌ها عاقل‌تر است! بحران اقتصادی سال‌های سی قرن گذشته نشان داد که “بازار” هم از انسان ها درمانده‌تر است. در ایالات متحده، این دژ محکم سرمایه داری، دولت مجبور می‌شود در اقتصاد مداخله کند. نیو دیل روزولت که کار برای کارگران با سدسازی و جاده سازی و خدمات دولتی ایجاد نمود و برای این کار نظریه ای اقتصادی هم آماده شده بود که آن را توجیه کند (جان مینارد کینز)

کارگران خود باید خود را سازمان دهند و از منافع‌شان دفاع کنند. سرمایه تنها در شرایط اضطراری که کل نظام در خطر باشد، حاضر خواهد بود کاری به نفع کارگران انجام دهد. سرمایه دار هم خود در جبر منطق نظام سرمایه قرار دارد. کارل مارکس به این می گفت: سرمایه دار تشخیص سرمایه است. (Personifikation des Kapitals)

ضیا صدر: اکنون که بهای نجات از کرونا بسیار گزاف و گران شده است و این شانس بیشتر برای پولداران میسر می‌باشد، بایدها و نبایدهای طبقات پائین و کارگران و فقرا چیست، این‌ها باید چه کنند تا آینده مصون داشته باشند؟

استاد نورزایی: کارگران گزینه‌ای جز انسجام و سازمان‌دهی اتحادیه‌های کارگری و شوراهای کارگری ندارند. جهانی شدن سرمایه و خطر از دست دادن شغل مانند شمشیر دماکلوس روی گردن کارگران جهان غرب در این 40 سال گذشته بوده است. همزمان با آن به‌ویژه در ایالات متحده کوشش‌های مستمر برای از هم‌پاشی اتحادیه‌های کارگری (unionbusting) انجام شده است و کارگران را اتومیزه نموده است. حالا وقت آن است که کارگران متحد شوند و برای جهانی واقعاً دموکراتیک مبارزه نمایند. جهانی که در آن از خود بیگانگی انسان مرتفع شود و زندگی مشترک و منافع حیاتی و شکوفایی انسان‌ها حرف اول را بزند، نه تولید بیشتر برای سود بیشتر.

ضیا صدر: سازمان جهانی کار پیش‌بینی می‌کند که به دلیل پاندمی کوید ۱۹در بدترین حالت ۲۴ میلیون و ۷۰۰هزار نفر و در بهترین حالت ۵ میلیون و ۳۰۰ هزار نفر به جمعیت ۱۸۸میلیونی بیکاران جهان افزوده خواهد شد. به نظر شما در این شرایط دشوار چه اقداماتی در حمایت از کار و کارگر می‌تواند و ممکن باشد؟

نادر نورزایی: انسجام، اتحاد و همبستگی کارگران و مبارزه برای حقوق شان اقدام لازم برای حمایت از کارگران و کارمندان است. با وجود اینکه در چنین شرایطی همبستگی کارگران در معرض خطر بیشتر قرار دارد. سرمایه همیشه از تشتت کار‌گران استفاده نموده است. کارگران باید دولت‌های سرمایه‌داری را مجبور کنند تا از تمام ثروتی را که آنها تولید نموده‌اند سهم‌شان را بگیرند. هرچه مبارزه منسجم‌تر باشد به همان اندازه سهم بیشتری را می‌توانند بگیرند.